<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هسته علوم سیاسی دانشگاه ازاد تاکستان</title>
<link>http://neutralism.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 28 Feb 2008 20:52:35 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://neutralism.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;EM&gt;با عرض درود و سلام خدمت دوستان .&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یکی از دوستان منابع ارشد رو میخواست بنده در وبلاگ شخصی خودم گذاشتم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وبلاگ بنده:&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;1114Taha.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Feb 2008 20:52:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neutralism&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>neutralism</dc:creator>
<guid>http://neutralism.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پوزش</title>
<link>http://neutralism.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0066&gt;سلام &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;با عرض شرمندگی از تمامی دوستان چند وقتی وقایعی حادث شد و نتونستم در خدمتتون باشم با یاری خدا و کمک دوستان دوباره دست به کار میشیم و مطلب میزنیم هم اکنون نیاز مند یاری سبزتان هستیم&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;EM&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/10.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot; width=18&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 18:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neutralism&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>neutralism</dc:creator>
<guid>http://neutralism.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نظریه گفتمان و تحلیل سیاسی</title>
<link>http://neutralism.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;H5&gt;واژه‏هاى كليدى: گفتمان، تحليل گفتمانى، لاكلا و موف، سياست، هژمونى، راديكال دموكراسى‏&lt;/H5&gt;</description>
<pubDate>Tue, 31 Jul 2007 18:17:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neutralism&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>neutralism</dc:creator>
<guid>http://neutralism.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خوبی و بدی مارکس</title>
<link>http://neutralism.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://[IMG]http://i19.tinypic.com/29psq39.gif[/IMG]&quot; align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;122 سال پيش در روز (14 مارس 1883)، گورستان «های گيت» در لندن ناظر مراسم تدفين انقلابی ترين متفكر جهان بود. مراسم ساده بود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اما پر&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;شكوه. انگلس خطابه ای عميق و تاريخی ايراد كرد و خدمات يار ديرينه اش را بر شمرد. او در خاتمه گفت كه بهترين بزرگ&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;داشت از ماركس آنست كه حداكثر كوشش را برای تحقق هر چه زودتر آموزش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و اهداف او به عمل آوريم. &lt;BR&gt;حتما بسياری از بورژواها و مخالفين آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان ماركس اين فراخوان انگلس را به سخره گرفتند. اما زمان زيادی لازم نبود تا فراخوان آن جمع محدود پژواكی گسترده و عظيم يابد. افكار ماركس در قرن بيستم هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چون ذرات هسته اتم شكافته شد و انرژی تاريخی صدها ميليون توده ستمديده را در سراسر جهان رها كرد و تغييرات انقلابی عميق و گسترده ای را موجب شد.&lt;BR&gt;ماركس كه بود؟ ماركس يك آدم معمولی بود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اما آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چه كه او را از ديگران متمايز ساخت&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اين بود كه وظايف تاريخی&lt;SPAN lang=fa&gt; ای&lt;/SPAN&gt; بر عهده گرفت و اين وظايف را به بهترين نحو انجام داد. پرولتاريا به عرصه مبارزه سياسی طبقاتی عليه بورژوازی پا نهاده بود و نيازمند سخن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گويان و تئور&lt;SPAN lang=fa&gt;ی &lt;/SPAN&gt;های انقلابی و راهگشای متعلق به خود بود. مارکس به نياز زمانه خود پاسخ داد. &lt;BR&gt;كارل ماركس روز پنجم ماه مه 1818 در&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;يكی از شهرهای آلمان امروز «پروس قديم» بنام «ترير» به دنيا آمد و در خانواده ای با فرهنگ و نسبتا مرفه بزرگ شد. او بعد از گرفتن ديپلم در سال 1835 به دانشگاه بن وارد شد و يك&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;سال بعد به دانشگاه برلين رفت و به مطالعه حقوق، تاريخ و فلسفه پرداخت. ماركس در دانشگاه عضو گروه هگلی های جوان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;(هگلی های چپ) شد. اعضای اين گروه سلطنت استبدادی فئودالی و مسيحيت را كه با اين نظام پيوند داشت&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; مورد انتقاد قرار می دادند و طالب اصلاحات بورژوائی بودند. &lt;BR&gt;در آوريل 1842 ماركس همكاری خود را با نشريه «راين» آغاز نمود و در اكتبر همان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;سال سردبير اين روزنامه شد. او از اين ابزار برای تشديد مبارزه ضد استبداد پروس استفاده كرد. ماركس از طريق روزنامه نگاری در جامعه نفوذ كرد و وسيعا به بحث و گفتگو در مورد مسائل مختلف زندگی اجتماعی پرداخت و توانست شناخت مستقيم از زندگی مردم و مبارزات آن دوران پيدا كند.&lt;BR&gt;بعدها خود وی در رابطه با تاثير تجارب آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره بر افكارش به انگلس گفت كه تحقيق و بررسی در مورد مظالم اقتصادی كه آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان بر روستائيان هيزم شكن تحت عنوان قانون ضد «چوب دزدی» صورت می گرفت&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; او را به به مطالعه سياست و به مطالعه روابط اقتصادی و در نتيجه مطالعه سوسياليسم كشاند.&lt;BR&gt;در فاصله اكتبر&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;1842 تا مارس 1843 كه نشريه راين توقيف شد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس سردبيری آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;را بر عهده داشت. ماركس محدوديت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و محافظه كاری هگلی ها جوان را دريافت. و شروع به تصفيه حساب با ايده آليسم هگل كرد. و نقد فلسفه هگل را نگاشت. او در&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;همين دوره تحت تاثير فوئر باخ كه از ديدگاهی ماترياليستی هگل را نقد می كرد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; قرار گرفت. و بقول انگلس «عجالتا همگی فوئرباخی شديم.»&lt;BR&gt;ماركس در پائيز 1843 پس از ازدواج با جنی وستفالن وارد پاريس شد. در آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان، جنبش سوسياليستی و كارگری مخصوصا مبارزات پرولتاريا&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;عليه بورژوازی در فرانسه به حد كافی پيشرفت كرده بود، برخوردهای انواع نيروهای سياسی و جريانات اجتماعی در اين شهر حاد و شديد بود و ورود ماركس به پاريس آغاز زندگی پرجوش مبارزاتی اوست. ماركس در محله ای كارگری سكنی گزيد. و از نزديك با زندگی و جدال&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های كارگران آشنا شد. او روابط نزديك خود را نيز با سازمان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های مخفی كارگری در فرانسه و آلمان حفظ &lt;SPAN lang=fa&gt;می کر&lt;/SPAN&gt;د و اغلب در جلسات آنها شركت و سخنرانی هائی ايراد می كرد. كارگران ميهمانان عادی منزل او شده بودند و اغلب تا پاسی از شب به بحث و گفتگو با آنان &lt;SPAN lang=fa&gt;می پر&lt;/SPAN&gt;داخت. هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان ماركس در پاريس كارهای بزرگ تحقيقاتی خود را دنبال كرد. تاريخ انقلاب بورژوائی فرانسه را مورد مطالعه قرار داد و اقدام به مطالعه منظم آثار اقتصاددانان بورژوا كرد و&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;فلسفه ماترياليستی فرانسه و نظرات جريانات مختلف سوسياليستی را&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;مورد كنكاش قرار داد.&lt;BR&gt;در اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره بود كه ماركس&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; طبقه كارگر و نقش تاريخی آن را كشف كرد و اهميت دست يافتن به يك تئوری انقلابی برای سرنگونی نظام كهنه را دريافت. «هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چنان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كه فلسفه سلاح مادی خودرا در پرولتاريا می يايد، پرولتاريا نيز سلاح فكری خود را در فلسفه پيدا می كند.» «بدون شك اسلحه انتقاد نمی تواند جايگزين نقد مسلحانه شود، نيروی مادی را فقط با قدرت مادی می توان كوبيد، ولی تئوری نيز از همان لحظه ای كه توده ای می شود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; تبديل به نيروی مادی می گردد.»&lt;BR&gt;در پاريس&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس برای نخستين بار با انگلس ملاقات نمود. بين آنها پيوند و دوستی عميق و جدائی ناپذيری برقرار شد. اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دو نمونه برجسته ای از رفاقت و كار جمعی انقلابی را تا آخر عمر به نمايش گذاشتند. اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دو تا اوائل سال 1848 غرق در پراتيك جنبش كارگری آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان شدند و هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان دست به كار تحقيق علمی و نظری عظيم و مشكلی زدند. در ژانويه 1845 دولت فرانسه به خاطر فشارهای دولت پروس&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; حكم اخراج ماركس از فرانسه را صادر كرد و به ماركس فرصت داد كه در عرض 24 ساعت خاك آن كشور را ترك كند. ماركس مجبورشد به بروكسل مهاجرت كند و برای گرفتن اجازه اقامت از تابعيت دولت پروس خارج شد و تا آخر عمر «بی وطن» ماند. ماركس و خانواده اش در بروكسل بيش از سه سال در يك محله كارگر نشين آن شهر زندگی كردند. البته وزير دادگستری بلژيك دستور داده بود كه پليس همواره حركات ماركس را زير نظر داشته باشد. با اين وجود ماركس فعالانه فعاليت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های عملی و نظری خود را به پيش می برد.&lt;BR&gt;آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره موج انقلابی بزرگی اروپا را در نورديد و جنبش كارگری وارد مرحله جديدی شد. پرولتاريا به عنوان يك نيروی سياسی مستقل پا به عرصه مبارزات سياسی گذاشت و سطح آگاهی و شناختش افزايش يافت. كارگران ديگر فقط بهبود شرايط زندگی را هدف قرار نمی دادند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; بلكه در عين حال از طريق جنبش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های سياسی و قيام مسلحانه به مبارزه برای كسب قدرت سياسی وارد شدند. تجارب آن مبارزات و خيزش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها به روشنی نشان داد كه اگر پرولتاريا بخواهد مبارزات خود را به پيروزی برساند و بخواهد انقلاب كند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; به تئوری انقلابی صحيح نياز&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دارد. ماركس و انگلس به اين نياز پاسخ دادند. آنان در اوايل سال 1847 به عضويت سازمان مخفی كارگران آلمانی در آمدند. كه موسوم به «اتحاديه منصفين» بود كه بعدا نامش به اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها تغيير يافت. در همين دوره آنان فعالانه به مقابله با تئور&lt;SPAN lang=fa&gt;ی &lt;/SPAN&gt;هائی پرداختند كه مانع پيشرفت جنبش كارگری &lt;SPAN lang=fa&gt;می شد&lt;/SPAN&gt;. كتاب&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;هائی چون «فقر فلسفه»، «خانواده مقدس»،&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;«ايدئولوژی آلماني» حاصل كار اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره است. آنها توانستند از تكامل يافته ترين حلقه شناخت بشر كه در فلسفه آلمان، اقتصاد سياسی انگليس و سوسياليسم فرانسه فشرده بود، سنتز مهمی ارائه دهند. و علم و ايدئولوژيی را بنيان گذارند كه بعدها به ماركسيسم معروف شد. مانيفست سند پايه ای و تاريخی اين ايدئولوژی و علم است كه در آن اصول كمونيسم علمی بطور عميق و فشرده ای تشريح شد. و با شعار «كارگران جهان متحد شويد»&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; بورژوازی را به چالش طلبيد.&lt;BR&gt;طولی نكشيد تا حكم پايه ای مانيفست كمونيست مبنی بر اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كه انقلاب نيروی محركه تاريخ است&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ثابت شود. انتشار مانيفست هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان بود با طوفان عظيم انقلابی كه در سراسر&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;اروپا به پاخاست. انقلاب تمام قاره اروپا را فرا&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گرفت. ماركس و انگلس به استقبال اين موج انقلابی عظيم رفتند. صدها نفر از اعضای اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها تحت رهبری ماركس و انگلس در&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چندين كشور اروپائی در اين انقلابات شركت جستند. &lt;BR&gt;هنگامی كه انقلاب فوريه 1848 در فرانسه آغاز شد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس (به همراه انگلس) در بروكسل بود. آنها شعار «همشهری ها، اسلحه برداريد» را سر&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دادند. كارگران آلمانی كه در شهر بروكسل بودند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; شروع به مسلح نمودن خود كردند. سوم مارس 1848 پليس بروكسل حكم اخراج ماركس از كشور بلژيك را بدستش رساند و 24 ساعت به وی مهلت داد. شبانه ده ژاندارم با شكستن درب خانه اش وارد منزل او شدند و او را توقيف و مجبور به ترك بلژيك كردند. يكی از اتهامات وارده توسط پليس بلژيک به وی اين بود كه او شش هزار فرانكی را كه از مادرش بابت ارثيه پدری دريافت کرده بود را صرف خريد شمشير و طپانچه و ساير مواد جنگی برای كارگران كرده است. &lt;BR&gt;ماركس به ناچار به پاريس بازگشت. او سازماندهی جديد اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها را در دست گرفت و دست به كار تدوين خط مشی اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها برای شركت در انقلابات آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان شد. تازه انقلاب آلمان اوج يافته بود. 300 تا 400&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كارگر آلمانی عضو اتحاديه، ساكن فرانسه برای شركت در انقلاب به آلمان بازگشتند. اوائل آوريل همان سال ماركس به كلن رفت و روزنامه «راين جديد» را در اول ژوئن 1848 منتشر ساخت. روزنامه ای كه كمك شايانی به آموزش طبقه كارگر نمود و شتابی به مبارزه انقلابی آنان داد. ارتجاع آلمان تاب نياورد و نشريه را غير قانونی اعلام نمود. &lt;BR&gt;ماركس دادگاهی كه وی را به جرم تحريك خلق و اهانت به عمال دولت محاكمه می كرد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; تبديل به يك كارزار تبليغی در دفاع از انقلاب كرد. او با جملاتی خشن و تحقير آميز به دادستان حمله كرد و دادگاه را به محاكمه حكومت وقت بدل ساخت. در آخرين شماره نشريه «راين جديد» كه&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;با مركب قرمز به چاپ رسيده بود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; شعری به چاپ رسيده بود با اين مضمون كه: &lt;BR&gt;در آتش و صاعقه جنگ&lt;BR&gt;وقتی مردم فرياد برآورند &lt;BR&gt;«تو گناهكاری» &lt;BR&gt;ما دوباره دست به دست هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ديگر داده و دور هم جمع خواهيم شد&lt;BR&gt;با كلام، با شمشير، &lt;BR&gt;در كنار روخانه دانوب&lt;BR&gt;و رودخانه راين&lt;BR&gt;آخرين كلام ماركس در اين نشريه اين بود كه: «ما كاملا بی باك و بيرحم هستيم و انتظار هيچ نوع ترحم و رافت را هم از طرف شما نداريم! نوبت شما هم خواهد رسيد.» &lt;BR&gt;ماركس پس از توقيف روزنامه اش و بازداشتی كوتاه در شهر دارمشتات، و به دلیل فشارهای دولت پروس&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; آلمان را به قصد پاريس ترك كرد. از&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;13 ژوئن تا 19 ژوئيه 1849 مخفيانه در پاريس سكنی گزيد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اما پليس محل اقامت وی را كشف كرد و حكم تبعيد اجباری وی را به يك منطقه مردابی در فرانسه صادر كرد. منطقه ای كه آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان موجب مرگ تبعيديان می شد. ماركس مجبور شد در 14 اوت 1849 پاريس را به قصدن لندن ترك كند. فقر و فلاكتی بی نظير گريبان خانواده ماركس را تا آخر عمر گرفت. همواره هشت شان گروه نه شان بود و از تامين اجاره خانه و مايحتاج اوليه زندگی ناتوان بودند. تا بدان حد كه در طی سال&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های اقامت در لندن&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; آنان سه فرزند خود را در اثر بيماری و فقر از دست دادند و حتی مخارج دفن كودكان خود را از اين و آن قرض &lt;SPAN lang=fa&gt;می کر&lt;/SPAN&gt;دند. ماركس در توصيف اين وضعيت برای انگلس نوشت: «از قلب من خون می چكد و سر من مانند گلوله ای از آتش می سوزد.» اگر كمك&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های بيدريغ انگلس نبود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; زندگی اين انقلابی بزرگ با بيمار&lt;SPAN lang=fa&gt;ی &lt;/SPAN&gt;های مدامی كه داشت با مخاطرات عظيم تری روبرو می شد. &lt;BR&gt;مبارزات شديد طبقاتی در آلمان در دوره 1848 در اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها منعكس شد و موجب اختلافات و مبارزات حاد سياسی درون آن شد. ماركس (با انگلس) مبارزات مهمی را برای ادامه خط صحيح و وحدت تشكيلات به پيش برد.&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دولت پروس سركوب وحشيانه ای را عليه اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها به پيش برد و دادگاه معروف كلن را برای محاكمه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها برپا كرد. هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;زمان با همكاری پليس فرانسه&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; فعالين آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;را در خاك فرانسه مورد تعقيب و آزار قرار داد. ماركس و انگلس فداكاری زيادی برای اعضای دستگير شده از خود نشان دادند و وقتی محاكمات كلن آغاز شد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;را افشا كردند و آن دادگاه را به عرصه مبارزه سياسی تبديل كردند.&lt;BR&gt;محاكمه كلن مبين اختناق و فشار روز افزون عليه اتحاديه بود. در چنان شرايطي، ايجاد يك سازمان كمونيستی منسجم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;تر و كارآمدتر و پرتجربه تر كه قادر باشد جنبش كارگری را كه دچار شكست موقتی شده بود رهبری كند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; امری ضروری گرديد. &lt;BR&gt;عملا وظيفه تاريخی اتحاديه ديگر پايان پذيرفته بود و بنا به پيشنهاد ماركس در سال 1852 اين اتحاديه رسما منحل شد. اما همان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گونه كه انگلس جمع&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;بندی كرده بود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اين سازمان «مدرسه ای عالی جهت فعاليت انقلابی بود» و همان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گونه كه لنين بعدها نوشت: دوره شركت ماركس و انگلس در مبارزه انقلابی توده ای 49-1848 نقطه برجسته ای در فعاليت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های آنان بود. &lt;BR&gt;ماركس پس از اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره تشخيص داد كه موج انقلاب فروكش كرده است و لازمست به تدارك و سازماندهی و گردآوری نيرو برای مبارزات آينده بپردازند. او نشان داد كه پرولتاريا در مقابل شكست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;هايش زانو نمی زند و با جمع&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;بندی تجربه تاريخي، خود را برای يورش بعدی به دژهای بورژوازی آماده می كند. دراين دوره بود كه كتاب&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و اسناد مهمی چون «مبارزات طبقاتی در فرانسه 1850_1848 » و «بيانيه كميته مركزی به اتحاديه كمونيست&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ا» و « انقلاب و ضد انقلاب در آلمان» و «هيجدهم برومر، لوئی بناپارت» به نگارش درآمدند. &lt;BR&gt;در جمع&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;بندی از اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره مبارزه طبقاتی بود كه ماركس در نامه ای به «وايد ماير» در سال 1852 متذكر شد كه مبارزه طبقاتی عليه سرمايه داری به ناگزير به ايجاد حكومت كارگری به نام ديكتاتوری پرولتاريا منجر می شود و اين ديكتاتوری خود وسيله ای است برای گذار به جامعه بی طبقه. &lt;BR&gt;با رشد هر چه بيشتر جنبش كارگری و سازمان&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های كارگری در اروپا&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; نياز بود كه جشهی در جنبش كارگری صورت گيرد. اين جهش نيازمند يك تحليل و تئوری اساسی در مورد سرمايه داری بود. درك&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های غلطی از مناسبات سرمايه داری در ميان فعالين جنبش كارگری به چشم می خورد كه پايه استتناجات غلط در سمت و سو دادن به مبارزات كارگران بود.&lt;BR&gt;ماركس تحقيقات اقتصادی خود را دوباره از سر گرفت. او زندگی خود را وقف كتاب كاپيتال كرد. ماركس در كتاب كاپيتال با استفاده از متد ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخی نشان داد كه تضادهای جامعه سرمايه داری چيست و چگونه اين نظام كار می كند، و اثرات كاركردش بر زندگی كارگران چيست. ماركس در اين كتاب پرده از راز استثمار كارگران توسط سرمايه داران برداشت و نشان داد كه چگونه شرايط عينی برای انهدام سرمايه داری و برپائی نظامی به مراتب بالاتر فراهم شده است. انتشار اين كتاب در سال 1867 واقعه ای بيسابقه در تاريخ جنبش بين المللی كمونيستی و تاريخ بشر بود. ماركس در اين كتاب بطرزی عالی بيطرفی علمی را با تعهد سياسی تركيب می كند. محرك او خدمت به منافع كارگران و اكثريت مردم جهان است&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اما &lt;SPAN lang=fa&gt;او &lt;/SPAN&gt;همانند يك دانشمند با واقعيت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های عينی بدور از هر گونه پيش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;داوری روبرو &lt;SPAN lang=fa&gt;می شد &lt;/SPAN&gt;و از اين طريق قادر شد قوانين جامعه سرمايه داری (و كلا قوانين علم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;اقتصاد سياسي) را كشف و فرموله كند و و پايه علمی برای ترسيم استراتژی و تاكتيك انقلاب جهانی كارگری بدست دهد. &lt;BR&gt;نظام سرمايه داری هرگز نتوانست خود را از داغ نقد علمی و تحقير سنجيده ای كه ماركس بر پيشانی آن زد، خلاص كند.&lt;BR&gt;در 28 سپتامبر 1864 انترناسيونال اول (بين الملل اول) در لندن با حضور ماركس تشكيل شد. ماركس به عضويت شورای عمومی آن درآمد به قول انگلس&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;«روح اين شورای عمومی و كسانی كه آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;را تا كنگره لاهه (1872) ادامه دادند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; شخص ماركس بود.» ماركس (با انگلس) تلاش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های تئوريك و سازمانی زيادی را برای وحدت كارگران جهان حول يك خط مشی صحيح به عمل آورد. او مبارزات مهم تئوريكی عليه آنارشيسم، اتحاديه گرائی كه در پوشش جنبش كارگری مبلغ سازش با دولت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و نظام بورژوائی بودند را به پيش برد.&lt;BR&gt;تجربه انقلابی «كمون پاريس» نظرات ماركس و انگلس را غنی تر و عميق&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;تر كرد. در 18 مارس 1871 كارگران پاريس با قيامی قدرت را در دست گرفتند. و در ميان خون و باروت و آتش مبارزه، اولين حكومت كارگری جهان را تاسيس كردند. انقلاب «كمون»&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; سپيده دم آن انقلاب اجتماعی&lt;SPAN lang=fa&gt; ای&lt;/SPAN&gt; بود كه برای هميشه بشريت را از جامعه طبقاتی آزاد خواهد كرد. &lt;BR&gt;ماركس از نزديك اين قيام پرشكوه را دنبال كرد. او با علاقمندی كامل، خود را در جريان اين نبرد عظيم انقلابی قرار داد. روحيه و طرز تفكر جسورانه و مبتكرانه اش نمونه ای درخشان از روش صحيح برخورد با مبارزات توده ها بدست می دهد. ماركس با وجود اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كه در پائيز 1870 چندين بار به كارگران پاريس توصيه كرده بود كه تا وقتی شرايط برای قيام آماده نشده دست به آن نزنند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ولی هنگامي&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كه كارگران پاريس تفنگ را در دست گرفتند تا قدرت را بدست گيرند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس به طور جدی و صميمانه به حمايت از آنان برخاست. تا زمانی كه كمون پاريس برقرار بود، ماركس از نزدك انكشاف و تغييرات اوضاع انقلابی را دنبال كرده، و به آن از نظر عملی و سياسی كمك می كرد.&lt;BR&gt;او افرادی را به پاريس فرستاد تا با كمون تماس گرفته و به طور شفاهی دستور العمل هايی به آنها داده و اخبار دست اولی كسب نمايند. ماركس رهنمودهای با ارزشی در مورد شيوه مبارزه، تكنيك نظامی و هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چنين تدابير اجتماعی و اقتصادی به آنان داد. ماركس انتقادهای صحيحی در مورد ضعف&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و اشتباهات رهبران كمون تدوين و فرموله كرد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ولی عليرغم اين اشتباهات از صميم قلب به آنان ياری رساند. حتی زمانی كه كمون غرقه در خون شد و شكست خورد، ماركس همه امكانات خود را برای ياری به مبارزين كمون كه وحشيانه مورد آزار و شكنجه و تعقيب قرار&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گرفته بودند&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; &lt;SPAN lang=fa&gt;به کا&lt;/SPAN&gt;ر گرفت و مهم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;تر از آن كلمه به كلمه به افتراهای بورژوازی پاسخ داد. تنها سه روز پس از شكست كمون پاريس بود كه ماركس اثر برجسته خود به نام «جنگ داخلی در فرانسه» را در كنفرانس شورای عمومی انترناسيونال اول ارائه داد. بيرحمی های ارتجاع را افشاء كرد، دستاوردهای تاريخی كمون را ستود و درس&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و آموزش&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های آن را جمع&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;بندی كرد. و آن&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;گونه كه خود نوشت: اصول كمون جاودانه است؛ اين اصول تا زمانی كه طبقه كارگر رهائی خود را بدست نياورده باشد&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; به قوت خود باقيست. &lt;BR&gt;پس از تجربه كمون پاريس&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس و انگلس توجه زيادی به تاسيس و گسترش احزاب كارگری كردند. در مباحث سياسی هر حزب شركت و دخالت فعال می كردند و تلاش می كردند احزاب كارگری واقعا انقلابی با خصلت توده ای شكل گيرند. اواخر زندگی ماركس به اين مهم اختصاص داشت. آثاری چون «نقد برنامه گوتا» متعلق به اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;دوره است. ماركس در اين اثر يك ديد گسترده تاريخی را با دقتی موشكافانه در هم آميخت و خصوصيات كلی جامعه سوسياليستی را ترسيم كرد. &lt;BR&gt;عليرغم زندگی دشوار و فقيرانه و مشغوليات دائمی مبارزات روزمره&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; ماركس و انگلس توانستند گنجينه ای گرانبها از آثار ماركسيستی را خلق كنند. ماركس و انگلس طی نزديك به 60 سال با بيش از 2000 نفر مكاتبه داشته اند و نزديك به 4000 نامه به اين افراد نوشته اند و ده هزار نامه از آنها دريافت كرده اند. اگر همه مكاتبات، مقالات، جزوات، طرح&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها، كتاب&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ها و خلاصه برداری ها و دفترچه های يادداشت&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های ماركس و انگلس را به حساب آوريم&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; لااقل يك مجموعه آثار 114 جلدی را در بر خواهد گرفت. كه تا كنون تقريبا كمتر از نصف آنها در دسترس همگان قرار گرفته است. &lt;BR&gt;با وجود اين&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;كه چند سال آخر عمر، قوای جسمی ماركس به تحليل رفته بود&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اما افكار تند و تيز علمی و نقادانه اش هم&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;چون آذرخش آسمان انقلاب پرولتری را روشن &lt;SPAN lang=fa&gt;می کر&lt;/SPAN&gt;د. قلب ماركس تقريبا دو سال پس از مرگ همسرش و دو ماه پس از مرگ دختر بزرگش از كار ايستاد. «بزرگ&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;ترين متفكر جهان ديگر فكر نخواهد كرد»&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; اين پيامی بود كه انگلس به يارانش در سراسر جهان مخابره كرد. &lt;BR&gt;متفكری انقلابی كه از سختی بزرگ راه&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;های علم نهراسيد، جرئت مبارزه و پيروزی به خود داد. قطب نمای او در زندگی&lt;SPAN lang=fa&gt;،&lt;/SPAN&gt; رسالت طبقه ای بود به نام پرولتاريا كه « چيزی برای از دست دادن ندارد مگر زنجيرهايش را؛ در عوض جهانی برای فتح در پيش رو دارد.» &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Apr 2007 09:48:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=neutralism&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>neutralism</dc:creator>
<guid>http://neutralism.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
